که عشق آسان نمود اول …

به‌نام‌خدا

سال اول دانشگاه پس از چند سال یافتم آن چیزی را که منرا به وجد می‌آورد برنامه‌نویسی است، متفاوت از تمام چیزهایی که تا به آن زمان یادگرفته بودم و شناخته بودم، ترکیبی از کلام و منطق بود و اگر درست بیان نمی‌شد نتیجه‌ی درستی نمی‌داد. علم برنامه‌نویسی تنها نوشتن دستوراتی برای به کارگرفتن سخت‌افزار کامپیوتر نیست، زبانی مشترک بین انسان‌ها و شیوه نگاه کردن افراد به مشکلات روزانه دیگران است. و لذت بخش‌تر از رفع مشکل، مگر وجود دارد؟

برنامه‌نویسی همانند تصاویری که در وب‌سایت‌ها مشاهده می‌کنید نیست. برنامه‌نویسی سبک‌زندگی نوینی نیست. برنامه‌نویس‌ها آدم‌های معمولی هستند با این تفاوت که زندگی را سیاه‌ یا سفید می‌بینند. شاید به دلیل کار کردن با ۰ و ۱ (کامپیوتر بر مبنای ۲ بنا شده است و در این مبنا تنها ۰ و ۱ وجود دارند) است، یا به دلیل استفاده از دستورات شرطی است که یک حالت و یا عکس آن را در نظر می‌گیرد. برنامه‌نویس‌ها مبتنی بر یک روال زندگی می‌کنند همانند یک فلوچارت که از یک نقطه شروع می‌شود و با طی کردن یک سری انتخاب‌ها و محاسبات به یک سرانجامی می‌رسد.

رایج‌ترین مشکل در ابتدای مسیر برنامه‌نویسی حفظ ساختار برنامه است، که در زبان‌هایی مثل #C استفاده از {} و در زبان‌هایی مثل پایتون تورفتگی‌هاست. اما وقتی که روالش را یادبگیرید و بتوانید از محیط توسعه استفاده کنید دیگر این مشکلات را نخواهید داشت. شاید بتواند بر زندگیتان هم تأثیر بگذارد، مثلاً شاید بتوانید از این موضوع الگو بگیرید و بتوانید مسائل مختلف زندگی را از هم جدا کنید و هر کدام را در جایگاه خود قرار دهید. اما اگر نتوانید این کار را در برنامه‌نویسی و در زندگی انجام دهید، حتما به مشکل برخواهید خورد.

پس از مدتی که مفاهیم را یادبگیرید به بحرانی برخورد می‌کنید که شاید شما را از مسیر خارج کند. بحران برتری زبان‌های برنامه‌نویسی نسبت به‌یکدیگر. توجه داشته‌باشید که این بحث برای دوران دانشجویی مفید است که هیچ تجربه‌ایی نسبت به محیط کاری ندارید و در محیط کاری زبان برنامه‌نویسی ارجحیت ندارد و تنها به یافتن راه‌حلی برای مشکلات توجه می‌شود. حال که این موضوع را دانستید، این نکته را بدانید که هر زبانی برای حل مشکل خاصی ایجاد شده‌است و سپس توسعه پیدا کرده‌است و چارچوب‌های خاصی برای آن ساخته‌شده‌است. پس زبان‌ها را به عنوان ابزارهای جعبه‌ابزار نگاه کنید که هر کدام در جایگاه خود کاربرد دارد. حالا که این موضوع برای شما روشن گردید این سؤال برای شما پیش می‌آید که آیا باید تمام زبان‌ها را یاد بگیرم؟ جواب این سؤال را باید کمی توضیح بدهم.

برنامه‌نویسی شامل دو بخش می‌شود. یکی روال و دیگری دستورات. روال برای پاسخ به یک مشکل ایجاد می‌شود و در علوم کامپیوتر به صورت فلوچارت نمایش داده می‌شود. شما باید در این زمینه بشدت قوی کار کنید تا بتوانید مسائل را حل کنید. برای شروع باید بلوک‌های تصمیم‌گیری، بلوک‌های شرطی را به خوبی یادبگیرد. باید بدانید که برای اجرای دستورات درون کامپیوتر باید از حافظه استفاده کنید، استفاده از حافظه کامپیوتر در علم ساختار داده گنجانده می‌شود که من دوست دارم در بخش روال قرار دهم، چون تقریباً تمام زبان‌ها از ساختار داده‌های مرسوم همانند آرایه، لیست، انواع متغیرها پشتیبانی می‌کنند. شما باید انرژی کافی در این زمینه بگذارید و مفاهیم را به خوبی یادبگیرید.

حالا که شما با ابزارهای مختلف آشنا شدید باید ببینید که سازنده این ابزارها را چگونه در اختیار شما قرار داده‌است ( ابزارها مفاهیم موجود در بخش روال است و هر زبان برنامه‌نویسی این ابزارها را به روش خود پیاده‌سازی کرده‌است). پس یادگیری مفاهیم روال بخش اصلی یادگیری برنامه‌نویسی است و یادگیری زبان‌ها بخش تکمیلی این آموزش است. 

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در reddit

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *